شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

242

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

29 ، 9 - و گفت : كريم كسى است كه همگى عنان توجه « 6 » خود را به سوى واجب مصروف دارد ، و هرگاه واجبى را ببيند پيش از آنكه او را ملالى كه باعث سستى او باشد در آن كار دست دهد بكند . 29 ، 10 - و گفت : فاضلترين زيركىها ملاقات است بر وجه نيكويى . 29 ، 11 - و گفت : دراز كشيدن رنج « 7 » كشندهء حيله است ، و حيله فايده فكر است ، و كيفيت صورت رو از ضمير خبر مىدهد . 29 ، 12 - و گفت : به خاموشى عادت نمودن مورث سستى است . 29 ، 13 - و گفت : لجاجت دور مىكند راى را ، و سبكى مىكشاند به سوى لجاجت « 8 » . 29 ، 14 - و گفت : نگاه را دلالت بر ضمير بيش از لفظ است . 29 ، 15 - و گفت : عجب است از كسى كه او را اقتدا به خدا ممكن باشد ، و از آن عدول كند و اقتداى به بهايم كند ، يعنى ديو و غول . 29 ، 16 - گفت : سزاوار نيست ترا كردن چيزى كه هرگاه ترا به آن سرزنش كنند در خشم شوى ، از براى آنكه هرگاه اين چنين فعلى كردى خود دشنام ده نفس خودى . 29 ، 17 - و گفت : به درستى كه مردى را كشتى شكست ، و به ساحل « 9 » جزيره افتاد و شكل هندسى بر زمين نگاشت . چون اهل جزيره ديدند آن را بردند آن شخص را به پيش ملك جزيره . ملك او را انعام داد و عطا فرمود و نوشت « 10 » به ساير شهرها كه اى مردمان كسب كنيد چيزى را اگر كشتى شما شكسته گردد آن با شما بيرون آيد ، و هرگاه برهنه شويد با شما باشد و آن علوم صحيحه است و اعمال صالحه نيكو .

--> ( 6 ) - د : عنان فكر خود . ( 7 ) - متن : الحدة ، ابن فاتك 31 : الجدة . ( 8 ) - اساس : لجاجت‌كننده . ( 9 ) - د : پس به ساحل . ( 10 ) - د : فرمود پس نوشت .